خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از رنجها و تحملهای خود سخن میگوید و بیان میکند که با وجود دردها و سختیها، توانایی تحمل و آرامش درونی خود را حفظ کرده است. او به عزت نفس و فطرت ذاتی خود اشاره میکند و تأکید میکند که با وجود شرایط سخت، شخصیت و خصلتهایش تغییر نکردهاند.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربههای زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۶۳ - خود رنجم و خود صلح کنم عادتم اینست
خود رنجم و خود صلح کنم عادتم اینست
یک روز تحمل نکنم طاقتم اینست ۱
بر خنجر الماس نهادم ز تو پهلو
آسوده دلا بین که ز تو راحتم اینست ۲
جایی که بود خاک به صد عزت سرمه
بیقدر تر از خاک رهم، عزتم اینست ۳
با خاک من آمیخته خونابهٔ حسرت
زین آب سرشتند مرا ، طینتم اینست ۴
میلم همه جاییست که خواری همه آنجاست
با خصلت ذاتی چه کنم فطرتم اینست ۵
وحشی نرود از در جانان به صد آزار
در اصل چنین آمدهام ، خصلتم اینست ۶
یک روز تحمل نکنم طاقتم اینست ۱
بر خنجر الماس نهادم ز تو پهلو
آسوده دلا بین که ز تو راحتم اینست ۲
جایی که بود خاک به صد عزت سرمه
بیقدر تر از خاک رهم، عزتم اینست ۳
با خاک من آمیخته خونابهٔ حسرت
زین آب سرشتند مرا ، طینتم اینست ۴
میلم همه جاییست که خواری همه آنجاست
با خصلت ذاتی چه کنم فطرتم اینست ۵
وحشی نرود از در جانان به صد آزار
در اصل چنین آمدهام ، خصلتم اینست ۶
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۲ - آنکه بی ما دید بزم عیش و در عشرت نشست
گوهر بعدی:غزل ۶۴ - آنکس که مرا از نظر انداخته اینست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.