خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حسرت و ناامیدی سخن میگوید و به شرایطی اشاره دارد که فرد در آن احساس غربت و حرمان میکند. شاعر از نیاز به محافظت در برابر چشم بد و حفظ حریم شخصی صحبت میکند و همچنین به عزت و احترام خود تأکید دارد. در نهایت، به تصمیمگیری در شرایط دشوار و پذیرش سرنوشت اشاره میشود.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و حرمان ممکن است برای سنین پایینتر سنگین و نامناسب باشد.
غزل ۶۲ - آنکه بی ما دید بزم عیش و در عشرت نشست
آنکه بی ما دید بزم عیش و در عشرت نشست
گو مهیا شو که میباید به صد حیرت نشست ۱
آمدم تا روبم و در چشم نومیدی زنم
گرد حرمانی که بر رویم در این مدت نشست ۲
بزم ما را بهر چشم بد سپندی لازمست
غیر را میباید اندر آتش غیرت نشست ۳
مسند خواری بیارایید پیش تخت ناز
زانکه خواهیم آمد و دیگر به صد عزت نشست ۴
وحشی آمد بر در رد و قبولت حکم چیست
رفت اگر نبود اجازت ور بود رخصت نشست ۵
گو مهیا شو که میباید به صد حیرت نشست ۱
آمدم تا روبم و در چشم نومیدی زنم
گرد حرمانی که بر رویم در این مدت نشست ۲
بزم ما را بهر چشم بد سپندی لازمست
غیر را میباید اندر آتش غیرت نشست ۳
مسند خواری بیارایید پیش تخت ناز
زانکه خواهیم آمد و دیگر به صد عزت نشست ۴
وحشی آمد بر در رد و قبولت حکم چیست
رفت اگر نبود اجازت ور بود رخصت نشست ۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۱ - از تو همین تواضع عامی مرا بس است
گوهر بعدی:غزل ۶۳ - خود رنجم و خود صلح کنم عادتم اینست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.