خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از حافظ، بیانگر نگرانی شاعر از قضاوت دیگران و درخواست بخشش از خداوند است. شاعر از نادانی خود و خطاهایش سخن می‌گوید و از صاحب حسن می‌خواهد که به جای دشنام، دعا کند. او از خداوند می‌خواهد که رازش را محفوظ بدارد و از رحمت الهی طلب می‌کند. شعر همچنین به عشق و وفاداری اشاره دارد و از طبیعت و مستی بلبل در باغ سخن می‌گوید.

این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و استعاره‌های پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.

مشاهده کامل

غزل ۵۵ - بگذران دانسته از ما گر ادایی سرزدست

بگذران دانسته از ما گر ادایی سرزدست
بوده نادانسته گر از ما خطایی سرزدست ۱

آخر ای صاحب متاع حسن این دشنام چیست
در سر دریوزه ، گر از ما دعایی سرزدست ۲

اله اله محرم راز تو سازم حرف صوت
این زبان و تیغ اگر حرفی ز جایی سرزدست ۳

التفات ابر رحمت نیست ورنه بر درت
تخم مهری کشتم و ، شاخ وفایی سرزدست ۴

ابر رحمت گر نبارد گو سمومش خود مسوز
بعد صد خون جگر کاینجا گیایی سرزدست ۵

هست وحشی بلبل این باغ و مست از بوی گل
از سر مستیست ، گر از وی نوایی سرزدست ۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۴ - ابروی تو جنبید و خدنگی ز کمان جست
گوهر بعدی:غزل ۵۶ - از نظر افتادهٔ یاریم مدتها شدست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.