خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و جدایی سخن میگوید. او از معشوق خود میخواهد که نرود، زیرا رفتن او باعث درد و رنج شاعر میشود. شاعر به معشوق یادآوری میکند که در جایی که دوستی وجود ندارد، جای او نیست و باید در کنار شاعر بماند. همچنین، شاعر از آتش فراق و درد ناشی از جدایی سخن میگوید.
این متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهی شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
غزل ۵۲ - وداع جان و تنم استماع رفتن تست
وداع جان و تنم استماع رفتن تست
مرو که گر بروی خون من به گردن تست ۱
زمانه دامنت از دست ما برون مکناد
خدای را نروی دست ما و دامن تست ۲
به کشوری که کس از دوستی نشان ندهد
مرو مرو که نه جای تو ، جای دشمن تست ۳
نشین و بال برافشان که هر کجا مرغیست
وطن گذاشته ، در آرزوی گلشن تست ۴
در آتشی ز فراقش فتادهای وحشی
که هر زبانهٔ آن برق سد چو خرمن تست ۵
مرو که گر بروی خون من به گردن تست ۱
زمانه دامنت از دست ما برون مکناد
خدای را نروی دست ما و دامن تست ۲
به کشوری که کس از دوستی نشان ندهد
مرو مرو که نه جای تو ، جای دشمن تست ۳
نشین و بال برافشان که هر کجا مرغیست
وطن گذاشته ، در آرزوی گلشن تست ۴
در آتشی ز فراقش فتادهای وحشی
که هر زبانهٔ آن برق سد چو خرمن تست ۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۱ - بهر دلم که درد کش و داغدار تست
گوهر بعدی:غزل ۵۳ - بگذشت دور یوسف و دوران حسن تست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.