خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از درد عشق و فراق شکایت میکند و از بیوفایی معشوق و فراموشی او گله میکند. شاعر از صبر به عنوان داروی درد یاد میکند و از معشوق میخواهد که نام او را به غلط بر زبان نیاورد. او همچنین از بیوفایی معشوق و امیدواری خود به وصل سخن میگوید.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعاتی مانند بیوفایی و فراق نیاز به بلوغ عاطفی دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
غزل ۵۱ - بهر دلم که درد کش و داغدار تست
بهر دلم که درد کش و داغدار تست
داروی صبر باید و آن در دیار تست ۱
یک بار نام من به غلط بر زبان نراند
ما را شکایت از قلم مشکبار تست ۲
بر پاره کاغذی دو سه مدی توان کشید
دشنام و هر چه هست غرض یادگار تست ۳
تو بیوفا چه باز فراموش پیشهای
بیچاره آن اسیر که امیدوار تست ۴
هان این پیام وصل که اینک روانه است
جانم به لب رسیده که در انتظار تست ۵
مجنون هزار نامهٔ ز لیلی زیاده داشت
وحشی که همچو یار فراموشکار تست ۶
داروی صبر باید و آن در دیار تست ۱
یک بار نام من به غلط بر زبان نراند
ما را شکایت از قلم مشکبار تست ۲
بر پاره کاغذی دو سه مدی توان کشید
دشنام و هر چه هست غرض یادگار تست ۳
تو بیوفا چه باز فراموش پیشهای
بیچاره آن اسیر که امیدوار تست ۴
هان این پیام وصل که اینک روانه است
جانم به لب رسیده که در انتظار تست ۵
مجنون هزار نامهٔ ز لیلی زیاده داشت
وحشی که همچو یار فراموشکار تست ۶
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۰ - گرد آن خانه بگردم که در او خلوت تست
گوهر بعدی:غزل ۵۲ - وداع جان و تنم استماع رفتن تست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.