خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر تجربههای عرفانی و عاشقانهی شاعر است. او از سالهای ریاضت و عبادت خود میگوید که در نهایت به دام عشق افتاده است. شاعر از تأثیرات عشق و نگاه معشوق بر خود سخن میگوید و اینکه چگونه این عشق او را دگرگون کرده است. همچنین، از لطف و کرم الهی و امیدواری به فضل خداوند سخن میراند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۳۸ - دو هفت سال ریاضت خاک شمزینان
دو هفت سال ریاضت خاک شمزینان
مرید و خانقه و مرد بایزیدم کرد ۱
قضا فکند درین آخرم به دام بتی
به پیش پیر مغان بندهٔ عبیدم کرد ۲
به تیر غمزه و تیغ نگاه و خنجر ناز
امان نداد به یک چشم زد شهیدم کرد ۳
منی که قطب مدار جهان بدم یک دم
مدار قطب پریزاده ای مریدم کرد ۴
هزار شکر «وفایی» باز هاتف غیب
به مژدهٔ کرم خویش پر امیدم کرد ۵
مرید و خانقه و مرد بایزیدم کرد ۱
قضا فکند درین آخرم به دام بتی
به پیش پیر مغان بندهٔ عبیدم کرد ۲
به تیر غمزه و تیغ نگاه و خنجر ناز
امان نداد به یک چشم زد شهیدم کرد ۳
منی که قطب مدار جهان بدم یک دم
مدار قطب پریزاده ای مریدم کرد ۴
هزار شکر «وفایی» باز هاتف غیب
به مژدهٔ کرم خویش پر امیدم کرد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷ - هر شام و سحر روی تو دیدن مزه دارد
گوهر بعدی:شماره ۳۹ - سیه شد زلف با خورشید رو تا آشنایی خودنمایی کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.