خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر درد و رنج عاشقی است که از دوری معشوق رنج میبرد و در راه عشق دچار جنون و بیقراری شده است. شاعر از ناامیدی و بیپناهی خود میگوید و آرزوی دیدار یار را دارد. همچنین، اشارهای به عرفان و شهود عرفانی دارد، مشابه حالات منصور حلاج.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی مضامین مانند جنون و رنج عشق نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۳ - ندهد دست اگر دولت دیدار مرا
ندهد دست اگر دولت دیدار مرا
آخر الامر کشد دوری دلدار مرا ۱
پیش نگرفتم اگر راه بیابان جنون
زلف زنجیر وشت بود نگهدار مرا ۲
نزدم بیهده اندر ره عشق تو قدم
سیرها گشته در این راه پدیدار مرا ۳
شد چو منصور دگر راز من از پرده برون
دار کوتا که رها سازد از این دار مرا؟ ۴
(صابرا) چون دهن یار شد این قافیه تنگ
نه عجب پاره شد ار پرده ی پندار مرا ۵
آخر الامر کشد دوری دلدار مرا ۱
پیش نگرفتم اگر راه بیابان جنون
زلف زنجیر وشت بود نگهدار مرا ۲
نزدم بیهده اندر ره عشق تو قدم
سیرها گشته در این راه پدیدار مرا ۳
شد چو منصور دگر راز من از پرده برون
دار کوتا که رها سازد از این دار مرا؟ ۴
(صابرا) چون دهن یار شد این قافیه تنگ
نه عجب پاره شد ار پرده ی پندار مرا ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲ - تا ز خاک مقدمت کردیم روشن دیده را
گوهر بعدی:شماره ۴ - جلوه گر خواهی چو در آئینه روی خویش را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.