این متن یک نیایش عرفانی است که در آن گوینده با اعتراف به گناهان خود، از خداوند طلب بخشش و رحمت میکند. او بیان میکند که اعضای بدنش مانند چشمها، زبان و دستها که در راه عبادت و یاد خداوند به کار رفتهاند، سزاوار عذاب نیستند. همچنین، تأکید میکند که دلهایی که به یاد خداوند هستند، نباید به دوزخ بروند. در نهایت، گوینده خود و دیگران را بندگان ذلیل و نیازمند رحمت خداوند میداند و از او طلب بزرگی و بخشش میکند.
متن دارای مفاهیم عرفانی و معنوی عمیق است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و شناخت نسبتاً خوبی از ادبیات عرفانی فارسی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل فهم نباشد.
بخش ۷ - مناجات
ولی از تو امیدواریم ما ۱
دو چشمی که بینای انوار توست
کجا کی سزوار او نار توست ۲
زبانی که از تو شده شکر گو
کجا باشد آتش سزاوار او ۳
جبینی نباشد سزوار نار
که بس سجده ات کرده لیل ونهار ۴
به سوی تو دستی که گردد دراز
روا نیست کافتد به سوز وگداز ۵
به راه تو پائی که رفته است راه
نشاید به دوزخ کند جایگاه ۶
کسی کو به یاد تو باشد دلش
روا نیست دوزخ کند جایگاه ۷
کسی کو به یاد تو باشد دلش
روا نیست دوزخ شود منزلش ۸
تنی کو به عشقت کند سرکشی
روا نیست او را در آذر کشی ۹
الهی همه ما اسیر توایم
ز پا رفته ودست گیر توایم ۱۰
همه بندگان و ذلیل توایم
ذلیل وعلیل ودخیل توایم ۱۱
به ما رحم کن ما ضعیفیم وزار
بزرگی بزرگی کن ای کردگار ۱۲
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.