خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و دیوانگی ناشی از آن سخن میگوید. او از تأثیرات عشق بر خود، از دست دادن خرد و سرگشتگی صحبت میکند و به مفاهیمی مانند عشق الهی و شهادت عاشقانه نیز اشاره دارد.
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات مانند شهادت و مفاهیم فلسفی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۵۰ - دیوانه ام ای شوخ پری وار توکردی
دیوانه ام ای شوخ پری وار توکردی
آشفته ام از طره طرار توکردی ۱
من نقطه قطب وسط دایره بودم
سرگشته ام از عشق چو پرکار تو کردی ۲
غارتگر دل ای مه طرار توگشتی
تاراج خرد ای بت عیار توکردی ۳
و آن مصحف وتسبیح مرا ای بت ترسا
از زلف ورخ خودبت وزنار تو کردی ۴
طالع چه خطا کرد وکواکب چه گنه داشت
تهمت به که بندیم همه کار توکردی ۵
چون خواستی آزار دهدخار به گلچین
گل ساختی وهمدم اوخار تو کردی ۶
نمرود که می بود که آتش کندودود
از بهر خلیل آتش وگلزار توکردی ۷
از حق مگذر خود بده انصاف مگر نه
منصورکه شد بر زبر دار توکردی ۸
اقبال من از عشق بلند است هم این را
از عشق رخ خویشتن ای یار توکردی ۹
آشفته ام از طره طرار توکردی ۱
من نقطه قطب وسط دایره بودم
سرگشته ام از عشق چو پرکار تو کردی ۲
غارتگر دل ای مه طرار توگشتی
تاراج خرد ای بت عیار توکردی ۳
و آن مصحف وتسبیح مرا ای بت ترسا
از زلف ورخ خودبت وزنار تو کردی ۴
طالع چه خطا کرد وکواکب چه گنه داشت
تهمت به که بندیم همه کار توکردی ۵
چون خواستی آزار دهدخار به گلچین
گل ساختی وهمدم اوخار تو کردی ۶
نمرود که می بود که آتش کندودود
از بهر خلیل آتش وگلزار توکردی ۷
از حق مگذر خود بده انصاف مگر نه
منصورکه شد بر زبر دار توکردی ۸
اقبال من از عشق بلند است هم این را
از عشق رخ خویشتن ای یار توکردی ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴۹ - گشودی زلف مشک افشان جهان رامشکبو کردی
گوهر بعدی:شماره ۴۵۱ - تاکس نبیندت ز نظرها نهان شدی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.