خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق است که با نگاه و رفتار خود، شاعر را مست و بیاختیار کرده است. شاعر از دوری معشوق شکایت دارد و بیان میکند که عشق او ازلی بوده و نه تنها او را به ستوه آورده، بلکه باعث سقوط و شکست او شده است.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۴۱۷ - گردش چشم تو مستم کرده
گردش چشم تو مستم کرده
لعل تو باده پرستم کرده ۱
سرگرانی به من از بسکه رقیب
پیش تو شکوه ز دستم کرده ۲
چه کنم من که چو ماهی ماهی
صید در زلف چوشستم کرده ۳
نیستم عاشق امروزی یار
عاشق از روز الستم کرده ۴
دوریت کرد مرا نیست ولی
باز دیدار تو هستم کرده ۵
ترک چشم تو ز مژگان سپهی
تربیت بهر شکستم کرده ۶
داشت از تو بلنداقبالی
لیک هجران تو پستم کرده ۷
لعل تو باده پرستم کرده ۱
سرگرانی به من از بسکه رقیب
پیش تو شکوه ز دستم کرده ۲
چه کنم من که چو ماهی ماهی
صید در زلف چوشستم کرده ۳
نیستم عاشق امروزی یار
عاشق از روز الستم کرده ۴
دوریت کرد مرا نیست ولی
باز دیدار تو هستم کرده ۵
ترک چشم تو ز مژگان سپهی
تربیت بهر شکستم کرده ۶
داشت از تو بلنداقبالی
لیک هجران تو پستم کرده ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱۶ - سلطان عشق ما را سرباز خویش کرده
گوهر بعدی:شماره ۴۱۸ - بر آتش دلم آن مه ز مهر آب زده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.