خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عاشقانه و عرفانی، بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق و عشق الهی است. شاعر از دلباختگی، بیخودی در عشق، و رازداری با یار محرم سخن میگوید و از تأثیر موسیقی و نغمهها بر روح و روان انسان یاد میکند.
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۱۶ - سلطان عشق ما را سرباز خویش کرده
سلطان عشق ما را سرباز خویش کرده
همدم به خود نموده دمساز خویش کرده ۱
با ما چرا نگوئید راز خود ای حریفان
ما را چو یار محرم بر راز خویش کرده ۲
جوید پری ز آهن دوری پریوش من
تفتیده آهنان را درگاز خویش کرده ۳
هر جا که بود شیری با آن همه دلیری
صیدش چو کبکی آن شه با باز خویش کرده ۴
این نائی از چه شهر است کز نغمه شوردهر است
ما راچه مست و بی خود ز آواز خویش کرده ۵
پروانه را چه پروا از این که سوزدش شمع
عاشق نباشد آنکو پروا ز خویش کرده ۶
آن نازنین شمایل همچون بلنداقبال
بی دین ودل چنینم از ناز خویش کرده ۷
همدم به خود نموده دمساز خویش کرده ۱
با ما چرا نگوئید راز خود ای حریفان
ما را چو یار محرم بر راز خویش کرده ۲
جوید پری ز آهن دوری پریوش من
تفتیده آهنان را درگاز خویش کرده ۳
هر جا که بود شیری با آن همه دلیری
صیدش چو کبکی آن شه با باز خویش کرده ۴
این نائی از چه شهر است کز نغمه شوردهر است
ما راچه مست و بی خود ز آواز خویش کرده ۵
پروانه را چه پروا از این که سوزدش شمع
عاشق نباشد آنکو پروا ز خویش کرده ۶
آن نازنین شمایل همچون بلنداقبال
بی دین ودل چنینم از ناز خویش کرده ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱۵ - مگومرا ز چه دلبر ز برجدا کرده
گوهر بعدی:شماره ۴۱۷ - گردش چشم تو مستم کرده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.