خلاصه و رده‌بندی سنی 15+

این متن یک گفتگوی عاشقانه و عرفانی بین دو نفر است که در آن یکی از معشوق می‌پرسد چگونه او را بیابد و معشوق پاسخ می‌دهد که در همه جا حاضر است و شرط دوستی، رهایی از فکر کفر و دین است. در پایان، راوی از عشق و لطف معشوق سخن می‌گوید.

متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'بیرون رو ز فکر کفر و دین' نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک صحیح دارند.

مشاهده کامل

شماره ۳۸۶ - گفتمش چون بینمت ای نازنین

گفتمش چون بینمت ای نازنین
گفت رودر آینه خود در ببین ۱

گفتمش اندر کجا جویم تو را
گفت در دلهای محزون غمین ۲

گفتمش گویند هستی لامکان
گفت اندر هر مکان هستم مکین ۳

گفتمش ره کو که آیم سوی تو
گفت راه است از یسار واز یمین ۴

گفتمش دادم به عشقت جان ودل
گفت شرط دوستی باشد همین ۵

گفتمش خواهم پرستیدن تو را
گفت بیرون رو ز فکر کفر ودین ۶

گفتمش چون شد بلند اقبال من
گفتم لطف ما به حالت شد قرین ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۸۵ - تو از فرهاد دل بری نه شیرین
گوهر بعدی:شماره ۳۸۷ - در نافه از خطا مشک می زدبسی دم از بو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.