این متن شعری است که به دل خطاب میکند و از آن میخواهد که از عشق نابجا و رفتارهای نادرست دست بردارد. شاعر به دل هشدار میدهد که خود را در معرض خطر قرار ندهد و از تقلید کورکورانه و تلاشهای بیثمر بپرهیزد. همچنین، نصیحت میکند که اگر درد عشق را تحمل میکنی، از درمان آن سخن مگو و به جای آن، صبر و تحمل پیشه کن. در نهایت، از دل میخواهد که بلندپرواز نباشد و به آرامش برسد.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات و توصیهها نیاز به تجربه و درک بیشتری از زندگی دارد که معمولاً در سنین نوجوانی و بزرگسالی حاصل میشود.
شماره ۳۶۶ - ای دل نیی عاشق برو بر خویشتن بهتان مزن
خود را سمندر نیستی بر آتش سوزان مزن ۱
آتش زدی برخرمنم ز آن سوختی جان وتنم
بس کن به جا بنشین دمی بر آتشم دامن مزن ۲
تو مرد این میدان نیی تو رستم دستان نیی
غازی مشوبازی مکن منداز گوچوگان مزن ۳
بنگر به روی وموی اوجا گیرد درگیسوی او
اما نصیحت گوش کن خود را بدان مژگان مزن ۴
گر زخمت از جانان رسد بر زخم خودمرهم منه
ور دردت از دلبر بود پس حرفی از درمان مزن ۵
خواهی وصال یار را آسان مدان این کار را
پولاد بازو نیستی هی مشت بر سندان مزن ۶
ای دل بلنداقبال شو بی فکروفارغ بال شو
بهر دونان دست طلب بردامن دونان مزن ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.