خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از خداوند میخواهد که عشق و دلبر از دست رفتهاش را به او بازگرداند. او از فراق و درد دوری یار مینالد و آرزو میکند که دوباره به وصل معشوق برسد. همچنین، از طبیعت و عناصری مانند گل، بلبل، و آهوی وحشی برای بیان احساسات خود استفاده میکند.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک یا مناسب نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شعر کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۳۶۲ - یا رب آن عمر ز من رفته به من بازرسان
یا رب آن عمر ز من رفته به من بازرسان
آن گرانمایه درم را به عدن بازرسان ۱
نه دل اندربر من باشد ونه دلبر من
دلبرم را به بر ودل بر من بازرسان ۲
تا که گل شد زچمن روی چمن گشت چومن
صوت بلبل به گل وگل به چمن بازرسان ۳
روز وشبناله کشددل به برم چون ناقوس
بت کافر دل ما را به شمن بازرسان ۴
عهدکردم که کنم جان به نثار قدمش
به منش تا رمقی هست به من بازرسان ۵
نشکنم عهد به زلفش قسم انشاء الله
یا ربم زود به آن عهد شکن بازرسان ۶
گشت چون نافه دل تنگ من از غم پرخون
آهوی وحشی ما را به ختن بازرسان ۷
بکن از وصل رخ یار بلنداقبالم
آن سفرکرده ما را به وطن بازرسان ۸
آن گرانمایه درم را به عدن بازرسان ۱
نه دل اندربر من باشد ونه دلبر من
دلبرم را به بر ودل بر من بازرسان ۲
تا که گل شد زچمن روی چمن گشت چومن
صوت بلبل به گل وگل به چمن بازرسان ۳
روز وشبناله کشددل به برم چون ناقوس
بت کافر دل ما را به شمن بازرسان ۴
عهدکردم که کنم جان به نثار قدمش
به منش تا رمقی هست به من بازرسان ۵
نشکنم عهد به زلفش قسم انشاء الله
یا ربم زود به آن عهد شکن بازرسان ۶
گشت چون نافه دل تنگ من از غم پرخون
آهوی وحشی ما را به ختن بازرسان ۷
بکن از وصل رخ یار بلنداقبالم
آن سفرکرده ما را به وطن بازرسان ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶۱ - روز است وآفتاب است شمع و چراغ جوئیم
گوهر بعدی:شماره ۳۶۳ - نیست غم پروانه را از سوختن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.