خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن به جستجوی عشق و معنویت در دنیایی پر از زیباییهای طبیعی میپردازد، اما در عین حال از غفلت و گمراهی انسانها سخن میگوید. او درمان دردها را در عشق میجوید و از فراق و جدایی شکوه میکند.
متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۳۶۱ - روز است وآفتاب است شمع و چراغ جوئیم
روز است وآفتاب است شمع و چراغ جوئیم
دلبر بر دل ماست واز اوسراغ جوئیم ۱
غافل که خضر بر خلق از حق دلیل راه است
ما گمرهان دلیل راه از کلاغ جوئیم ۲
نرگس بنفشه سنبل نسرین ولاله وگل
در پیش دلبر وما از صحن باغ جوئیم ۳
باشدعلاج هر درد از شربت لب دوست
ما دردخویشتن را درمان ز داغ جوئیم ۴
درروزگار نبودجز نامی از فراغت
ما رانگر که دایم از وی فراغ جوئیم ۵
دلبر بر دل ماست واز اوسراغ جوئیم ۱
غافل که خضر بر خلق از حق دلیل راه است
ما گمرهان دلیل راه از کلاغ جوئیم ۲
نرگس بنفشه سنبل نسرین ولاله وگل
در پیش دلبر وما از صحن باغ جوئیم ۳
باشدعلاج هر درد از شربت لب دوست
ما دردخویشتن را درمان ز داغ جوئیم ۴
درروزگار نبودجز نامی از فراغت
ما رانگر که دایم از وی فراغ جوئیم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶۰ - به که ما دیوانه از عشق پری روئی شویم
گوهر بعدی:شماره ۳۶۲ - یا رب آن عمر ز من رفته به من بازرسان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.