خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این اشعار به بیان عشق و دلدادگی خود به معشوق میپردازد. او از مستی ناشی از نگاه معشوق، عشق بیپایان خود، وابستگی به زلف و چهرهی او، و وفاداری خود سخن میگوید. همچنین، از درد فراق و اشتیاق به دیدار معشوق گلایه میکند.
محتوا شامل مضامین عاشقانهی عمیق و استفاده از استعارههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند مستی و فراق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۲۹۷ - همه از باده من از گردش چشمت مستم
همه از باده من از گردش چشمت مستم
حاجتم نیست به می جام بگیر از دستم ۱
دل ز مهر چوتوماهی نتوان کردرها
در خم زلف توماهی صف اندر شستم ۲
تا که هستم به جهان عشق تودارم در دل
نیستم پیش وجود تو چه گفتم هستم ۳
گوئی انر پی خوبان جهان چندروی
به خدا در شکن طره تو پا بستم ۴
دل ما را چو سرزلف به عارض مشکن
نه تو گفتی که من آن عهد وفا نشکستم ۵
گفتی از رویادب دررهم از جا برخیز
خبرت نیست که من از سر جان برجستم ۶
گر چه ازدولت عشق توبلنداقبالم
پیش پایت بنگر بین که چو خاک پستم ۷
حاجتم نیست به می جام بگیر از دستم ۱
دل ز مهر چوتوماهی نتوان کردرها
در خم زلف توماهی صف اندر شستم ۲
تا که هستم به جهان عشق تودارم در دل
نیستم پیش وجود تو چه گفتم هستم ۳
گوئی انر پی خوبان جهان چندروی
به خدا در شکن طره تو پا بستم ۴
دل ما را چو سرزلف به عارض مشکن
نه تو گفتی که من آن عهد وفا نشکستم ۵
گفتی از رویادب دررهم از جا برخیز
خبرت نیست که من از سر جان برجستم ۶
گر چه ازدولت عشق توبلنداقبالم
پیش پایت بنگر بین که چو خاک پستم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۶ - برآنند خلقی که من می پرستم
گوهر بعدی:شماره ۲۹۸ - من نه مستم از شراب از چشم یار مستم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.