خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از درد فراق و یاد یار سخن میگوید. شاعر با تصاویر زیبا مانند گلگون شدن روی یار و اشکهای سیاه و سرخ، احساسات خود را بیان میکند. او از داغ دل، شوق دیدار و زیبایی بیحدوحساب معشوق مینالد و شهرت عشقش در شهر را یادآور میشود.
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۲۰۴ - گلگون چو روی یار من از غازه می شود
گلگون چو روی یار من از غازه می شود
داغ دل من از غم اوتازه می شود ۱
از یادچشم وچهره او اشک وبخت من
سرخ وسیه چو سرمه وچون غازه می شود ۲
اوجا به شهر دارد ودارم عجب از آنک
بیرون به سیر باغ ز دروازه می شود ۳
هر گه به یاد آیدم آن چشم نیمخواب
اعضای من زشوق به خمیازه می شود ۴
بی پرده دید هر که رخ دوست را چومن
داندکه حسن تا به چه اندازه می شود ۵
ای دل نگفتمت که مگو وصف روی دوست
دیدی نگفته شهر پر آوازه می شود ۶
داغ دل من از غم اوتازه می شود ۱
از یادچشم وچهره او اشک وبخت من
سرخ وسیه چو سرمه وچون غازه می شود ۲
اوجا به شهر دارد ودارم عجب از آنک
بیرون به سیر باغ ز دروازه می شود ۳
هر گه به یاد آیدم آن چشم نیمخواب
اعضای من زشوق به خمیازه می شود ۴
بی پرده دید هر که رخ دوست را چومن
داندکه حسن تا به چه اندازه می شود ۵
ای دل نگفتمت که مگو وصف روی دوست
دیدی نگفته شهر پر آوازه می شود ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۳ - جای من وتوزهدا کی به بهشت می شود
گوهر بعدی:شماره ۲۰۵ - ای باعث ایجاد جهان احمد محمود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.