خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه از عشق و دل‌گیری سخن می‌گوید. شاعر از چهره و موی معشوقه خود به عنوان آتش و دود یاد می‌کند که باعث اشک‌آلود شدن چشم‌هایش شده است. او از رفت‌وآمدهای معشوقه دلگیر است و عشق به او ناگهان در گوشش نجوا کرده است. شاعر از عقل برای یافتن چاره‌ای برای غمش کمک می‌خواهد، اما عقل نیز در این مورد حیران است. در نهایت، شاعر از عشق و لطف خداوند سپاسگزار است که او را خشنود کرده و راهی به سوی سعادت گشوده است.

محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های عمیق و مفاهیم انتزاعی نیاز به درک و تجربه بیشتری دارد.

مشاهده کامل

شماره ۱۹۶ - چهر تو آتش است وزلفت دود

چهر تو آتش است وزلفت دود
چشمم از دود توست اشک آلود ۱

سر رزم که باشدت کز زلف
به بر وسر توراست جوشن وخود ۲

ز آمد و رفتن تودلگیرم
کامدی دیر و رفتی از بر زود ۳

جستم از عقل چاره ای به غمش
عشق ناگه به گوش من فرمود ۴

عقل در کار خویش حیران است
کس بدین درد چاره ای ننمود ۵

بارک الله ز عشق کز همت
در دولت به روی من بگشود ۶

داد منصب مرا بلند اقبال
کرد از لطف خود مرا خشنود ۷
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) قالب: غزل تعداد ابیات: ۷ ۲۲۲
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۹۵ - پرده را بردار از رخسار بود
گوهر بعدی:شماره ۱۹۷ - گهی که طره طرار او به تاب رود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.