خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عرفانی از شاعری ناشناس، بیانگر درد فراق و عشق به معشوق است. شاعر با تصاویر زیبا و استعاره‌های غنی، از جدایی و اشتیاق می‌گوید و از معشوق می‌خواهد که پرده از رخسار بردارد. او از داغدل بودن، بت‌پرستی و ضحاک‌صفت بودن معشوق شکایت می‌کند و در نهایت، طلب بوسه‌ای از لعل شکربار معشوق را دارد.

متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی عمیق است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از واژگان و مفاهیم مانند «بت پرستی» و «ضحاک» ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم یا نیاز به توضیح داشته باشد.

مشاهده کامل

شماره ۱۹۵ - پرده را بردار از رخسار بود

پرده را بردار از رخسار بود
مات وحیرانم کن از دیدار خود ۱

بنگر اندر آینه بر روی خویش
تا بگردی عاشق رخسار خود ۲

بشکند تا نرخ عنبر قدر مشک
شانه کش بر زلف عنبر بار خود ۳

لاله سان خونین دلم را داغدار
کرده ای از نرگس بیمار خود ۴

ای بت ترسا چو صنعان عاقبت
بت پرستم کردی از زنار خود ۵

ای شده ضحاک عهد ما ز ما
تا به کی گیری دمار از مار خود ۶

شد کنارم گلشن از بس ریختم
بی توخون از دیده خونبار خود ۷

بربلنداقبال خویش انعام کن
بوسه ای از لعل شکر بار خود ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۹۴ - دوش از برما یار نهان گشت وبری بود
گوهر بعدی:شماره ۱۹۶ - چهر تو آتش است وزلفت دود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.