این شعر با استفاده از تضادها و استعارههای قوی، به بیان رابطهای پرتنش و دشمنانه میان دو طرف میپردازد. شاعر خود را به سلیمان (نماد حکمت و قدرت) تشبیه میکند و طرف مقابل را اهریمن (نماد تاریکی و شر). در ادامه، با تصاویری مانند گلخن، افعی، و قفس، به توصیف ویژگیهای منفی طرف مقابل میپردازد و از درد، بلاء، و جفا سخن میگوید. در پایان، امید به رهایی و روی آوردن به سوی خیر (باب گرائی) را بیان میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است و از استعارههای پیچیده استفاده میکند که درک آنها نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، برخی تصاویر مانند اهریمن و افعی ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
شماره ۳۴۶ - ای تیره تن ما که بجان دشمن مائی
مائیم سلیمان و تو اهریمن مائی ۱
تو گلخن مائی و عجبتر که غلط وار
گوئیم که تو تنگ قفس، گلشن مائی ۲
چون افعی پیچان سیه بر بسر گنج
پیوسته تو بنشسته به پیرامن مائی ۳
ما پیرهن خویش بدریم که تنگ است
بر ما همه گیتی، که تو پیراهن مائی ۴
آیا فتد آنروز که یکره بفشانیم
دامان تو ای گرد که بر دامن مائی ۵
روزی ز تو زائیم و سوی باب گرائیم
ای مام نکوهیده که آبستن مائی ۶
دردی و بلائی و شفائی و جفائی
آخر چه بلائی نه مگر تو تن مائی ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.