خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن بیان میکند که به هیچ کس و هیچ چیز وابستگی ندارد و قصد آزار کسی را ندارد. او خود را از مادیات و تظاهر دور میداند و تنها به آرامش درون و خرابی به عنوان مقصد خود اشاره میکند. همچنین، او از نقد شیخ و زاهد به دلیل نداشتن تسبیح و زنار سخن میگوید و نشانهای از ریا در آنان نمیبیند.
متن دارای مفاهیم عرفانی و انتقادی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند ریاکاری و نقد اجتماعی نیاز به درک بالاتری از جامعه و فلسفه دارد.
شماره ۲۲۳ - بخاطر از کسی باری ندارم
بخاطر از کسی باری ندارم
بعالم با کسی کاری ندارم ۱
در این گلشن که نزهتگاه جان است
تعلق با گل و خاری ندارم ۲
نباشد قصد آزارم کسی را
که با کس قصد آزاری ندارم ۳
بجز نزهتگه جان و دل خویش
هوای سیر گلزاری ندارم ۴
مرا چون جز خرابی مقصدی نیست
دگر حاجت بمعماری ندارم ۵
نهفته نیست در جیبم زر و سیم
که بیم از دزد و طراری ندارم ۶
کند عیبم برندی شیخ و زاهد
من از عیبی چنین، عاری ندارم ۷
نه در مسجد پذیرندم نه در دیر
که تسبیحی و زناری ندارم ۸
نشان از شید شیخ و زرق زاهد
بغیر از دلق و دستاری ندارم ۹
که در دست از متاع خر فروشان
بجز پالان و افساری ندارم ۱۰
بعالم با کسی کاری ندارم ۱
در این گلشن که نزهتگاه جان است
تعلق با گل و خاری ندارم ۲
نباشد قصد آزارم کسی را
که با کس قصد آزاری ندارم ۳
بجز نزهتگه جان و دل خویش
هوای سیر گلزاری ندارم ۴
مرا چون جز خرابی مقصدی نیست
دگر حاجت بمعماری ندارم ۵
نهفته نیست در جیبم زر و سیم
که بیم از دزد و طراری ندارم ۶
کند عیبم برندی شیخ و زاهد
من از عیبی چنین، عاری ندارم ۷
نه در مسجد پذیرندم نه در دیر
که تسبیحی و زناری ندارم ۸
نشان از شید شیخ و زرق زاهد
بغیر از دلق و دستاری ندارم ۹
که در دست از متاع خر فروشان
بجز پالان و افساری ندارم ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۲ - چنان دیوانه و بیهوش و مستم
گوهر بعدی:شماره ۲۲۴ - افتد که شبی از کف تو جام ستانیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.