خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عرفانی از عشق الهی و فداکاری در راه آن سخن می‌گوید. شاعر تأکید می‌کند که عشق بر عقل و دین برتری دارد و عاشقان باید تمام وجود خود را وقف این راه کنند. همچنین، از عاشق‌کشی و رنج‌های این مسیر نیز یاد می‌شود.

مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به موضوعاتی مانند فداکاری و رنج در راه عشق نیاز به بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

شماره ۲۰۷ - گر دماغت تر نشد ای شیخ شهر از جام عشق

گر دماغت تر نشد ای شیخ شهر از جام عشق
بر زبان تکرار کن تا میتوانی نام عشق ۱

هست در خاطر مرا از قول میر عاشقان
نام عشق آخر کشد دل را بسوی جام عشق ۲

عقل و دین در سایه دیوار عشق افتاده پست
میزند طبل و علم خورشید جان بر بام عشق ۳

عقل را باید بریدن سر بجای گوسفند
ای خلیل جان، گر از دل بسته ای احرام عشق ۴

در ره عشق آنچه آید عاشقانرا باک نیست
کز دم ابلیس افتاد آدم اندر دام عشق ۵

میزند دریای خون، موج از گلوی عاشقان
بر نیامد باز از این عاشق کشیها کام عشق ۶

از لب و چشم بتان رمزی بگو با عاشقان
خوش کن این دلها بنقل پسته و بادام عشق ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۰۶ - هر چه آید ز رنج و راحت پیش
گوهر بعدی:شماره ۲۰۸ - چون گریزد شیخ شهر از نام عشق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.