خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن به بیان عشق و وابستگی شدید به معشوق میپردازد و از رنجهای ناشی از دوری و وجود مدعیان شکایت میکند. او معشوق را مایه آرامش جان و مرهم دردهای خود میداند و از زلف پریشان و رخ زیبای یار سخن میگوید.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای کودکان دشوار بوده و بیشتر مناسب نوجوانان و بزرگسالان است. همچنین استفاده از استعارهها و تشبیهات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۰۱ - حلقه در گوش چو دف چنگ صفت سر در پیش
حلقه در گوش چو دف چنگ صفت سر در پیش
بزنم یا بنواز این تو و این بنده خویش ۱
نشود از تو گذشتن که توئی راحت جان
نشود بی تو نشستن که توئی مرهم ریش ۲
مدعی در پس دیوار و تو در پیش نظر
من لب دوست گزم، دشمن بدبین لب خویش ۳
زلف خود را بکفم نه که بخاطر جمعی
مو بمو قصه دل گویم و این زلف پریش ۴
یار بگشاده رخ و بزم زاغیار تهی
در فرو بسته حبیب از رخ بیگانه و خویش ۵
بزنم یا بنواز این تو و این بنده خویش ۱
نشود از تو گذشتن که توئی راحت جان
نشود بی تو نشستن که توئی مرهم ریش ۲
مدعی در پس دیوار و تو در پیش نظر
من لب دوست گزم، دشمن بدبین لب خویش ۳
زلف خود را بکفم نه که بخاطر جمعی
مو بمو قصه دل گویم و این زلف پریش ۴
یار بگشاده رخ و بزم زاغیار تهی
در فرو بسته حبیب از رخ بیگانه و خویش ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۰ - گفته بودی کز پریشانی شدم چون موی خویش
گوهر بعدی:شماره ۲۰۲ - دل نبندی بچرخ و دورانش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.