خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن درباره دل دیوانهای است که از خانه رفته و برنگشته است. خانهای که روزنی داشت و گاهی خورشید از آن میتابید، اما حالا آن روزن بسته شده و خانه تاریک و ویران شده است. شاعر امیدوار است که روشنی مهر دوباره به این ویرانه بتابد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و شاعرانه است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژههایی مانند 'دل دیوانه' و 'ویرانه' ممکن است نیاز به درک بیشتری از احساسات و تجربیات زندگی داشته باشد.
شماره ۱۱ - دل دیوانه به در شد سحر از خانه ی ما
دل دیوانه به در شد سحر از خانه ی ما
شام شد باز و نیامد دل دیوانه ی ما ۱
روزنی بود در این خانه که گاهی خورشید
تابشی داشت ز روزن به سوی خانه ی ما ۲
روزن خانه فرو بسته شد از چشم حسود
تیره شد چون دل دشمن همه کاشانه ی ما ۳
مگر این خانه سراسر همه ویرانه کنیم
تا فتد روشنی مهر به ویرانه ی ما ۴
شام شد باز و نیامد دل دیوانه ی ما ۱
روزنی بود در این خانه که گاهی خورشید
تابشی داشت ز روزن به سوی خانه ی ما ۲
روزن خانه فرو بسته شد از چشم حسود
تیره شد چون دل دشمن همه کاشانه ی ما ۳
مگر این خانه سراسر همه ویرانه کنیم
تا فتد روشنی مهر به ویرانه ی ما ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰ - روز و شب در حسرت و اندوه تیماری چرا
گوهر بعدی:شماره ۱۲ - فکر و اندیشه ی بیهوده چرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.