خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از درد هجران و عشق سخن میگوید. ابتدا از وصل و دیدار معشوق لذت برده، سپس در آتش هجران سوخته و امروز از بیاعتنایی معشوق رنج میبرد. در نهایت، از ناامیدی و مرگ در راه عشق سخن میگوید.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی مانند عشق، هجران و مرگ است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد. این مفاهیم ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد.
رباعی ۲۴۹ - کردی تو پریر آب وصل از رخ پاک
کردی تو پریر آب وصل از رخ پاک
تا دی شدم از آتش هجر تو هلاک ۱
امروز شدی ز باد سردم بیباک
فردا کنم از دست تو بر تارک خاک ۲
تا دی شدم از آتش هجر تو هلاک ۱
امروز شدی ز باد سردم بیباک
فردا کنم از دست تو بر تارک خاک ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۲۴۸ - آن روز که شیر خوردم از دایهٔ عشق
گوهر بعدی:رباعی ۲۵۰ - ای آصف این زمانه از خاطر پاک
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.