خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از احساس خواری و ذلت خود در برابر معشوق سخن میگوید. او خود را مانند خاکی بر راه معشوق میداند که از عزت و احترام گذشته افتاده و به گدایی تبدیل شده است. همچنین اشاره میکند که عشق و بندگی به معشوق، او را از مقام و منزلت شهریاری دور کرده است.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل احساسات شاعر و ظرافتهای ادبی متن نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات دارد.
شماره ۴۱ - افتادکجا سوی گدائی نگهش
افتادکجا سوی گدائی نگهش
کز دولت بندگی نیاورد شهش ۱
چون سرمه به چشم مردمم ساخت عزیز
تا خوار شدم چو خاک برخاک رهش ۲
کز دولت بندگی نیاورد شهش ۱
چون سرمه به چشم مردمم ساخت عزیز
تا خوار شدم چو خاک برخاک رهش ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰ - عصیان تو پیش خلق خوارم کرده است
بعدی:رباعیات
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.