خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غزلگونه، بیانگر درد و رنج عشق نافرجام و هجران است. شاعر از عشق به معشوقی سخن میگوید که با بیوفایی و دوری، دل او را میآزارد. در ابیات مختلف، از زلف معشوق، زخمهای عشق، و نالههای محزون سخن به میان آمده است. همچنین، شاعر از بیعدالتی روزگار و نامیمونی بخت شکایت میکند.
محتوا شامل مضامین عاشقانهای است که با درد و رنج همراه است و ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا سنگین باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند هجران و بیوفایی نیاز به درک عاطفی بالاتری دارد.
شماره ۳۲۵ - رفت در پا از سر زلفش دل مفتون من
رفت در پا از سر زلفش دل مفتون من
شد به خاک از برج عقرب کوکب وارون من ۱
تیغ برمن راند و زخم کاریش برغیر خورد
تازه دیگر بر دمید این اختر از گردون من ۲
زد به ما پیکان و خون مدعی بر خاک ریخت
وین لعب نبود عجب از بخت نامیمون من ۳
داشت بدنامی که قتلم را به هجران واگذاشت
ورنه دلبر دامن آلودی خود اندر خون من ۴
خود کنم تسلیم جانان تا ز هجران وارهیم
جای دارد گر بود جان جاودان ممنون من ۵
گر بداند بی وفایی های این گلزار را
بلبل آموزد نوا از ناله ی محزون من ۶
آب ها جوشد ز گل چشم مرا سرچشمه ی دل
چشم بگشا فرق بین از دجله تا جیحون من ۷
زلف لیلی عقل را دیوانه سازد کیست دل
کی زید فرزانه از زنجیر او مجنون من ۸
از کمال حسن در وصف همان بالای وی
برنیامد نکته ای از طبع ناموزون من ۹
باد اگر جویم صفایی بزم می بی لعل دوست
نغمهٔ افغان و اشک لعلی بادهٔ گلگون من ۱۰
شد به خاک از برج عقرب کوکب وارون من ۱
تیغ برمن راند و زخم کاریش برغیر خورد
تازه دیگر بر دمید این اختر از گردون من ۲
زد به ما پیکان و خون مدعی بر خاک ریخت
وین لعب نبود عجب از بخت نامیمون من ۳
داشت بدنامی که قتلم را به هجران واگذاشت
ورنه دلبر دامن آلودی خود اندر خون من ۴
خود کنم تسلیم جانان تا ز هجران وارهیم
جای دارد گر بود جان جاودان ممنون من ۵
گر بداند بی وفایی های این گلزار را
بلبل آموزد نوا از ناله ی محزون من ۶
آب ها جوشد ز گل چشم مرا سرچشمه ی دل
چشم بگشا فرق بین از دجله تا جیحون من ۷
زلف لیلی عقل را دیوانه سازد کیست دل
کی زید فرزانه از زنجیر او مجنون من ۸
از کمال حسن در وصف همان بالای وی
برنیامد نکته ای از طبع ناموزون من ۹
باد اگر جویم صفایی بزم می بی لعل دوست
نغمهٔ افغان و اشک لعلی بادهٔ گلگون من ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۲۴ - از دست برد دین و دل ار دلستان من
گوهر بعدی:شماره ۳۲۶ - در کیش عشق گرنه مرض شد شفای من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.