خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر از بیتکلفی و سادگی خود در رفتار و کردار سخن میگوید و بیان میکند که دوستانش او را دیوانه و مست میخوانند. او در پاسخ میگوید که در عین دیوانگی، عاقل و در عین مستی، هشیار است.
این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از واژههایی مانند 'دیوانه' و 'مست' ممکن است برای مخاطبان جوانتر نیاز به توضیح بیشتری داشته باشد.
رباعی ۱۹۱ - از غایت بیتکلفی ما در هر کار
از غایت بیتکلفی ما در هر کار
دیوانه و مستمان همی خواند یار ۱
گفتیم تو خوش باش که ما ای دلدار
دیوانهٔ عاقلیم و مست هشیار ۲
دیوانه و مستمان همی خواند یار ۱
گفتیم تو خوش باش که ما ای دلدار
دیوانهٔ عاقلیم و مست هشیار ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۹۰ - نازان و گرازان به وثاق آمد یار
گوهر بعدی:رباعی ۱۹۲ - نه چرخ به کام ما بگردد یک بار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.