خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و غزل‌گونه، بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق است. در آن از مضامینی مانند عشق، دل‌تنگی، غیرت، رنج عشق و امید به وصال استفاده شده است. شاعر از زلف معشوق، دوری از او و رنج‌های عشق سخن می‌گوید و در عین حال امیدوار است که روزی به وصال برسد.

متن دارای مضامین عاشقانه پیچیده و احساسات عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری و ادبی نیاز دارند.

مشاهده کامل

شماره ۲۰۶ - بر تو از دست صبا شام و سحر غیرتم آید

بر تو از دست صبا شام و سحر غیرتم آید
کو چرا دست تطاول به سر زلف تو ساید ۱

سوده بر سنبل گیسوی تمنای تو دستی
که به بستان دگر از جیب صبا بوی گل آید ۲

داغ گلبرگ رخت ماند چنان بر دل خونین
که گل سرخ ز خاکم عوض سبزه برآید ۳

داند ار واعظ ما شادی قرب و غم دوری
دیگر از دوزخ و فردوس حدیثی نسراید ۴

نفسی چند به کنج قفس آسوده کشیدی
لاجرم سیر چمن جز غمت ای دل نفزاید ۵

دور ریزد به گلو صد خم خونش به تلافی
هرکه یک دم ز شکر پاره ی لعل تو بخاید ۶

نکشم منت دربان، ندهم زحمت حاجب
دانم آن در که تو بندی دگرم کس نگشاید ۷

چه به کامم برسانی چه به حسرت بنشانی
رو به غیر تو درآیین من ای دوست نشاید ۸

چون صفایی همه ایام نشینی به تحیر
اگر آن حور جنانت نظری رخ بنماید ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۰۵ - چشم و ابرویش به قهرم دل رباید
گوهر بعدی:شماره ۲۰۷ - صاحب دلی به سیر کمانت نظر نکرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.