خلاصه و ردهبندی سنی
15+
متن بیانگر پایان یافتن دوران سختی و اندوه و فرا رسیدن زمان شادی و آرامش است. شاعر از پایان غم و شروع فصل جدیدی در زندگی سخن میگوید و به دوستان و دشمنان اشاره میکند. همچنین، از پرندهای سخن میگوید که از آشیانه جدا مانده و سپس با شادی بازگشته است.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۴ - مژده ایدل که وقت آن آمد
مژده ایدل که وقت آن آمد
که ز غم بر کران توان آمد ۱
دشت غم را کنار شد پیدا
بحر اندوه را کران آمد ۲
وقت تشنیع دشمنان طی شد
گاه تحسین دوستان آمد ۳
بلبلی ز آشیان جدا مانده
بار دیگر به آشیان آمد ۴
طایری خورده سنگ جور خسان
پرکشان رفت و پرفشان آمد ۵
صاحبا چاکر قدیم رفیق
که ز جور فلک به جان آمد ۶
که ز غم بر کران توان آمد ۱
دشت غم را کنار شد پیدا
بحر اندوه را کران آمد ۲
وقت تشنیع دشمنان طی شد
گاه تحسین دوستان آمد ۳
بلبلی ز آشیان جدا مانده
بار دیگر به آشیان آمد ۴
طایری خورده سنگ جور خسان
پرکشان رفت و پرفشان آمد ۵
صاحبا چاکر قدیم رفیق
که ز جور فلک به جان آمد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳ - گفتی چه حاجت است ترا تا روا شود
گوهر بعدی:شماره ۵ - در صفاهان که ساحت پاکش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.