خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر از حکم قضا و قدر و سرگردانی خود در زندگی سخن میگوید. او بیان میکند که اگر در گردش روزگار دستی بر او میبود، خود را از این سرگردانی نجات میداد.
مفاهیم عمیق فلسفی و بحث دربارهی تقدیر و سرنوشت ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. این متن برای افرادی مناسب است که توانایی تحلیل و درک مفاهیم انتزاعی را دارند.
رباعی ۱۷۲ - در گوش دلم گفت فلک پنهانی
در گوشِ دلم گفت فلک پنهانی
«حکمی که قضا بُود، ز من میدانی؟» ۱
در گردش خویش اگر مرا دست بُدی
خود را برهاندمی ز سرگردانی ۲
«حکمی که قضا بُود، ز من میدانی؟» ۱
در گردش خویش اگر مرا دست بُدی
خود را برهاندمی ز سرگردانی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۷۱ - در کارگه کوزهگری کردم رای
گوهر بعدی:رباعی ۱۷۳ - زان کوزهٔ می که نیست در وی ضرری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.