خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و جفای معشوق شکایت میکند و بیان میکند که با وجود همه ناملایمات، باز هم از معشوق دوری نمیکند و به امید دیدار اوست. همچنین، از تغییر حال خود از امیری به فقیری و از شاهی به گدایی سخن میگوید.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۳۰۹ - بندم از بند جدا گر تو جفا پیشه نمایی
بندم از بند جدا گر تو جفا پیشه نمایی
ننمایم ز تو دوری نکنم از تو جدایی ۱
تویی آن طایر قدسی که ز دام غم عشقت
نه بشر راست خلاصی نه ملک راست رهایی ۲
تا به کی چشم به راهت به سر ره بنشینم
به امیدی که تو از راه بیایی و نیایی ۳
از تو زیباست به من جور و جفا لیک نه چندان
که شوی بر سر من شهره به بی مهر و وفایی ۴
بگشا زلف دو تا را و بیاموز نگارا
به هوا نافهگشایی به صبا غالیهسایی ۵
داند احوال رفیق از تو جدا آنکه فتاده
ز امیری به فقیری وز شاهی به گدایی ۶
ننمایم ز تو دوری نکنم از تو جدایی ۱
تویی آن طایر قدسی که ز دام غم عشقت
نه بشر راست خلاصی نه ملک راست رهایی ۲
تا به کی چشم به راهت به سر ره بنشینم
به امیدی که تو از راه بیایی و نیایی ۳
از تو زیباست به من جور و جفا لیک نه چندان
که شوی بر سر من شهره به بی مهر و وفایی ۴
بگشا زلف دو تا را و بیاموز نگارا
به هوا نافهگشایی به صبا غالیهسایی ۵
داند احوال رفیق از تو جدا آنکه فتاده
ز امیری به فقیری وز شاهی به گدایی ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۸ - ای قد تو سرو سهی روی تو گلبرگ طری
گوهر بعدی:شماره ۳۱۰ - جفاکارا به یاران جز جفا کاری نمیدانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.