خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد دوری و فراق معشوق مینالد و بیان میکند که بدون او نه صبر دارد، نه تاب و نه توان. او از این که معشوق از او جدا و خوشدل است، غمین است و فغانش به آسمان میرسد. شاعر تأکید میکند که بدون معشوق، حتی طعن دیگران نیز برایش مهم نیست و تنها درد جدایی برایش قابل توجه است.
متن حاوی مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آنها به بلوغ عاطفی نیاز دارد. همچنین، بیان غم و اندوه و فراق ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۲۶۹ - نه صبر دارم و نه تاب و نه توان بی تو
نه صبر دارم و نه تاب و نه توان بی تو
توان و تاب و صبوری نمی توان بی تو ۱
من از تو دور غمین تو جدا ز من خوشدل
تو این چنین بی من و من آنچنان بی تو ۲
بهر زمین که دمی با تو بوده ام اکنون
رسد فغانم از آنجا به آسمان بی تو ۳
ز حرف ناکس و کس باک نیست بی تو مرا
فغان که می کشدم طعن این و آن بی تو ۴
جدا ز جان تن مسکین چگونه می ماند
رفیق دلشده مانده است آنچنان بی تو ۵
توان و تاب و صبوری نمی توان بی تو ۱
من از تو دور غمین تو جدا ز من خوشدل
تو این چنین بی من و من آنچنان بی تو ۲
بهر زمین که دمی با تو بوده ام اکنون
رسد فغانم از آنجا به آسمان بی تو ۳
ز حرف ناکس و کس باک نیست بی تو مرا
فغان که می کشدم طعن این و آن بی تو ۴
جدا ز جان تن مسکین چگونه می ماند
رفیق دلشده مانده است آنچنان بی تو ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶۸ - کس را اگر یاری بود ای یار یاری همچو تو
گوهر بعدی:شماره ۲۷۰ - دو دلستان که بلای دلند و جان هر دو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.