خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از نبود یاران وفادار، نبود خریدار برای متاع خود (اشعارش)، و احساس تنهایی و غمگینی خود مینالد. او از این که در اطرافش کسی را نمییابد که دردش را بفهمد یا از او حمایت کند، شکایت دارد.
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و اجتماعی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، لحن غمگین و انتقادی آن ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۲۴۰ - به کار مشکل خود یاری از یاری نمیبینم
به کار مشکل خود یاری از یاری نمیبینم
چنان یاری کز او آسان شود کاری نمیبینم ۱
دیاری بود یاران موافق هر طرف جمعی
چه شد کز آن دیار و یار دیاری نمیبینم ۲
نمینوشم میی کز دردش آسیبی نمیبینم
نمیبینم گلی کز خارش آزاری نمیبینم ۳
اگر بینی وفاداری بکش بارش که من باری
در این یاران که میبینم، وفاداری نمیبینم ۴
به کنج غم شب تاری من و بیداری و زاری
که بر بالین بیماری پرستاری نمیبینم ۵
نمیبینم به بازاری متاع بیخریداری
خریدار متاع خود به بازاری نمیبینم ۶
رفیق و جُنگ اشعارش که هست از درج در عارش
چو میآرم به بازارش خریداری نمیبینم ۷
چنان یاری کز او آسان شود کاری نمیبینم ۱
دیاری بود یاران موافق هر طرف جمعی
چه شد کز آن دیار و یار دیاری نمیبینم ۲
نمینوشم میی کز دردش آسیبی نمیبینم
نمیبینم گلی کز خارش آزاری نمیبینم ۳
اگر بینی وفاداری بکش بارش که من باری
در این یاران که میبینم، وفاداری نمیبینم ۴
به کنج غم شب تاری من و بیداری و زاری
که بر بالین بیماری پرستاری نمیبینم ۵
نمیبینم به بازاری متاع بیخریداری
خریدار متاع خود به بازاری نمیبینم ۶
رفیق و جُنگ اشعارش که هست از درج در عارش
چو میآرم به بازارش خریداری نمیبینم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۹ - حال بسیار ناخوشی دارم
گوهر بعدی:شماره ۲۴۱ - زان دم که با تو عهد گسل عهد بسته ام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.