خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از دلتنگی، اشکها و فغانهایش میگوید و امیدوار است که با این دردها، دل معشوق را نرم کند. همچنین، از شرارههای عشق و تأثیر آن بر زندگی خود یاد میکند و در نهایت، به دنبال امتحان وفا و همراهی با معشوق است.
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و دلتنگی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۲۲۳ - شب تا به روز بر سر کویت فغان کنم
شب تا به روز بر سر کویت فغان کنم
شاید که از فغان دل تو مهربان کنم ۱
شد داستان غمم به جهان وز شرار عشق
از آنکه داستان به جهانم نهان کنم ۲
یک مشت استخوانم و شادم مگر شبی
زین استخوان سگان ترا میهمان کنم ۳
گریم به یاد سرو قد گلعذار خویش
چون در چمن نظاره ی سرو چمان کنم ۴
سوز دلم به پیش تو روشن نمی شود
خود را اگر چه شمع سراپا زبان کنم ۵
گفتم ز حد گذشت جفایت به خنده گفت
بگذار تا ترا به وفا امتحان کنم ۶
از خانقاه و مدرسه دل وانمی شود
چندی رفیق جای به کوی مغان کنم ۷
شاید که از فغان دل تو مهربان کنم ۱
شد داستان غمم به جهان وز شرار عشق
از آنکه داستان به جهانم نهان کنم ۲
یک مشت استخوانم و شادم مگر شبی
زین استخوان سگان ترا میهمان کنم ۳
گریم به یاد سرو قد گلعذار خویش
چون در چمن نظاره ی سرو چمان کنم ۴
سوز دلم به پیش تو روشن نمی شود
خود را اگر چه شمع سراپا زبان کنم ۵
گفتم ز حد گذشت جفایت به خنده گفت
بگذار تا ترا به وفا امتحان کنم ۶
از خانقاه و مدرسه دل وانمی شود
چندی رفیق جای به کوی مغان کنم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۲ - دل چیست تا به دست تو ای دلستان دهم
گوهر بعدی:شماره ۲۲۴ - نه تنها در ره یاری جفا زان بی وفا دیدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.