خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از پاکی و اصالت خود میگوید و خود را متعلق به بهشت میداند. او از عشق و وصال سخن میگوید، اما اکنون در غم هجران گرفتار شده است. با وجود جفای یار، هنوز وفادار است و یاد او را از خاطر نبرده است.
متن دارای مضامین عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم عمیق ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۱۹۹ - پاک و پاکیزه است اصل گوهرم
پاک و پاکیزه است اصل گوهرم
خاکم از خلد است و آب از کوثرم ۱
روضهٔ رضوان و آب سلسبیل
نیست از میخانه و می خوشترم ۲
ساغر و مینا اگر خالی شود
از می ناب و شراب احمرم ۳
می شود خون دل و خوناب چشم
باده ی مینا شراب ساغرم ۴
من که بودم شاد با وی روز وصل
بود زیر پر جهان سر تا سرم ۵
مانده در دام غم هجران کنون
طایر بی بال و مرغ بی پرم ۶
بعد عمری کان جفاجو یار داد
جای در سلک سگان آن درم ۷
ز سگان کوی او در کوی او
از وفا بیشم به عزت کمترم ۸
گر چه رفت و شد نهان از من رفیق
نه شد از یاد و نه رفت از خاطرم ۹
خاکم از خلد است و آب از کوثرم ۱
روضهٔ رضوان و آب سلسبیل
نیست از میخانه و می خوشترم ۲
ساغر و مینا اگر خالی شود
از می ناب و شراب احمرم ۳
می شود خون دل و خوناب چشم
باده ی مینا شراب ساغرم ۴
من که بودم شاد با وی روز وصل
بود زیر پر جهان سر تا سرم ۵
مانده در دام غم هجران کنون
طایر بی بال و مرغ بی پرم ۶
بعد عمری کان جفاجو یار داد
جای در سلک سگان آن درم ۷
ز سگان کوی او در کوی او
از وفا بیشم به عزت کمترم ۸
گر چه رفت و شد نهان از من رفیق
نه شد از یاد و نه رفت از خاطرم ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۸ - گرفتم ز نادیدنت خون نگریم
گوهر بعدی:شماره ۲۰۰ - همه از عشق من مات و من از عشق تو حیرانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.