خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از درد عشق و ناکامی سخن میگوید. شاعر از دلدرد و غمهایش مینالد و آرزوهای برآوردهنشدهاش را بیان میکند. او از امیدهای بیثمر و ناامیدیهایش میگوید و در نهایت به تغافل و غفلت اشاره میکند که ممکن است به درد و آه بیشتری منجر شود.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیده است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم عرفانی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد.
شماره ۱۰۳ - مگر از سینه ی من دل برآید
مگر از سینه ی من دل برآید
از این دل ورنه غم مشکل برآید ۱
برآید گر ز تن جان ز آرزویت
کیم این آرزو از دل برآید ۲
به امید ثمر کشتم نهالی
چه دانستم که بی حاصل برآید ۳
زید آزاد چون قمری در این باغ
که سرو از خاک پا در گل برآید ۴
کجا سرو و کجا قد تو هیهات
ز گل آن روید این از دل برآید ۵
تغافل کم کن از روزی حذر کن
که آهی از دل غافل برآید ۶
به این یک جان که دارد در بدن چون
رفیق از خجلت قاتل برآید ۷
از این دل ورنه غم مشکل برآید ۱
برآید گر ز تن جان ز آرزویت
کیم این آرزو از دل برآید ۲
به امید ثمر کشتم نهالی
چه دانستم که بی حاصل برآید ۳
زید آزاد چون قمری در این باغ
که سرو از خاک پا در گل برآید ۴
کجا سرو و کجا قد تو هیهات
ز گل آن روید این از دل برآید ۵
تغافل کم کن از روزی حذر کن
که آهی از دل غافل برآید ۶
به این یک جان که دارد در بدن چون
رفیق از خجلت قاتل برآید ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۲ - نه مهر، خوبی روی ترا نه مه دارد
گوهر بعدی:شماره ۱۰۴ - دانی که از هجران تو بر ما چه شبها بگذرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.