خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ است که در آن شاعر از عشق و رنجهای آن سخن میگوید. او از نگاه بد دیگران به معشوق شکایت دارد و از غرور و بیاعتنایی معشوق گلایه میکند. همچنین، شاعر به بیپناهی خود در برابر این عشق اشاره میکند و از ناتوانی در ابراز احساساتش میگوید.
متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و غمانگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات شعر نیاز به دانش ادبی و تجربه زندگی بیشتری دارد.
شماره ۱۰۲ - نه مهر، خوبی روی ترا نه مه دارد
نه مهر، خوبی روی ترا نه مه دارد
خدا ز چشم بدت ای پسر نگه دارد ۱
ترا ز ده نگذشته است سال و مهر رخت
هزار طعنه به ماه چهارده دارد ۲
کجا روم چکنم حال دل کرا گویم
نه رند میکده نه شیخ خانقه دارد ۳
نیاز و عجز من ناتوان چه خواهد کرد
باین غرور که آن ترک کج کله دارد ۴
بطرف رخ منه آن زلف را چنین زنهار
که روز روشن عشاق را سیه دارد ۵
بود به کیش تو گر دوستی گناه رفیق
یقین که از همه کس بیشتر گنه دارد ۶
خدا ز چشم بدت ای پسر نگه دارد ۱
ترا ز ده نگذشته است سال و مهر رخت
هزار طعنه به ماه چهارده دارد ۲
کجا روم چکنم حال دل کرا گویم
نه رند میکده نه شیخ خانقه دارد ۳
نیاز و عجز من ناتوان چه خواهد کرد
باین غرور که آن ترک کج کله دارد ۴
بطرف رخ منه آن زلف را چنین زنهار
که روز روشن عشاق را سیه دارد ۵
بود به کیش تو گر دوستی گناه رفیق
یقین که از همه کس بیشتر گنه دارد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۱ - آن جفا پیشه که منعش ز جفا نتوان کرد
گوهر بعدی:شماره ۱۰۳ - مگر از سینه ی من دل برآید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.