خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از تلخیهای روزگار و ناکامیهای عشق سخن میگوید. شاعر بیان میکند که حتی چیزهای شیرین مانند شهد، به دلیل شرایط تلخ زندگی، برایش زهرآگین شدهاند. او به تضاد میان شیرینی آغاز عشق و تلخی پایان آن اشاره میکند و از دردهای عاطفی و ناامیدیهایش مینالد.
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و ناامیدی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. درک کامل این شعر نیاز به تجربهی زندگی و بلوغ فکری دارد.
شماره ۶۹ - چنان گشته کامم ز ایام تلخ
چنان گشته کامم ز ایام تلخ
که شهدم چو زهر است در کام تلخ ۱
چو ناکامی است این که گر کام من
بود صبح شیرین شود شام تلخ ۲
اگر شهد نوشم شود همچو زهر
به کام من درد آشام تلخ ۳
کند تا کند دلبرم تلخ، کام
لب شکرین را به دشنام تلخ ۴
از آغاز شد گر چه عشاق را
می و ساغر و باده و جام تلخ ۵
از آن ساغر و جام تا این زمان
چو من تلخکامی نشد کام تلخ ۶
بود عشق آن به که باشد رفیق
در آغاز شیرین در انجام تلخ ۷
که شهدم چو زهر است در کام تلخ ۱
چو ناکامی است این که گر کام من
بود صبح شیرین شود شام تلخ ۲
اگر شهد نوشم شود همچو زهر
به کام من درد آشام تلخ ۳
کند تا کند دلبرم تلخ، کام
لب شکرین را به دشنام تلخ ۴
از آغاز شد گر چه عشاق را
می و ساغر و باده و جام تلخ ۵
از آن ساغر و جام تا این زمان
چو من تلخکامی نشد کام تلخ ۶
بود عشق آن به که باشد رفیق
در آغاز شیرین در انجام تلخ ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۸ - دریغ یار عزیزم که از وفا عاری است
گوهر بعدی:شماره ۷۰ - کی به حسن آن که پریچهره و مهوش باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.