خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از درد عشق نافرجام، بیوفایی معشوق، رنجهای دل و ناامیدیهای عاشق سخن میگوید. شاعر از جور و بیداد یار شکایت دارد و عشق را تنها ارزش واقعی زندگی میداند. همچنین، اشارهای به سبکباری در سفر زندگی و نارضایتی از بیتوجهی اطرافیان دارد.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از اصطلاحات ادبی قدیمی ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی مضامین مانند ناامیدی و رنج عشق نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۶۸ - دریغ یار عزیزم که از وفا عاری است
دریغ یار عزیزم که از وفا عاری است
تمام دلبری و ناتمام دلداری است ۱
مکن به زاری ما گوش و داد جور بده
که حسن ما و تو در زاری و دلازاریست ۲
رقیب با سگ او یار شد فغان که مرا
گذار از آن سر کو بعد از این بدشواریست ۳
به عشق کوش که کارآزمودگان گویند
که کار دهر بجز عشق جمله بیگاریست ۴
وصال او که شهان راست آرزو در خواب
زهی طمع که گدا را هوس به بیداریست ۵
ز دوش بار علایق بنه که سالک را
بهین تهیه سیر و سفر سبکباریست ۶
رفیق شکوه ز بیماریم پر است اما
نه آنقدر که شکایت ز بی پرستاریست ۷
تمام دلبری و ناتمام دلداری است ۱
مکن به زاری ما گوش و داد جور بده
که حسن ما و تو در زاری و دلازاریست ۲
رقیب با سگ او یار شد فغان که مرا
گذار از آن سر کو بعد از این بدشواریست ۳
به عشق کوش که کارآزمودگان گویند
که کار دهر بجز عشق جمله بیگاریست ۴
وصال او که شهان راست آرزو در خواب
زهی طمع که گدا را هوس به بیداریست ۵
ز دوش بار علایق بنه که سالک را
بهین تهیه سیر و سفر سبکباریست ۶
رفیق شکوه ز بیماریم پر است اما
نه آنقدر که شکایت ز بی پرستاریست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۷ - ماهی تو و جات طرف بامت
گوهر بعدی:شماره ۶۹ - چنان گشته کامم ز ایام تلخ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.