خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از نبود وفاداری در دوستیها شکایت دارد و بیان میکند که امروز حتی یاران قدیمی نیز به غریبان تبدیل شدهاند. او از این که در زمان بیماری و نیاز، هیچ یک از دوستانش به یاریاش نیامدهاند، اظهار ناراحتی میکند و به بیوفایی و کممهری اطرافیان اشاره دارد.
مفاهیم عمیق عاطفی و اجتماعی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، موضوعاتی مانند بیوفایی و تنهایی نیاز به سطحی از بلوغ ذهنی دارد.
شماره ۲۲ - گر نیست به یاران ز وفا یار، مصاحب
گر نیست به یاران ز وفا یار، مصاحب
غم نیست اگر نیست به اغیار، مصاحب ۱
امروز مصاحب نبود یار به اغیار
کز عهد قدیمند گل و خار، مصاحب ۲
اکنون ز منش عار بود آه کجا رفت
آن روز که بودیم من و یار، مصاحب ۳
بیمار شدم صد ره و عیسی نفس من
یکبار نشد با من بیمار، مصاحب ۴
بیزار شد از زاری من بلکه ز من هم
هر کس که دمی شد به من زار، مصاحب ۵
کم لطف رفیق ار بتو باشد عجبی نیست
آن شوخ که دارد چو تو بسیار، مصاحب ۶
غم نیست اگر نیست به اغیار، مصاحب ۱
امروز مصاحب نبود یار به اغیار
کز عهد قدیمند گل و خار، مصاحب ۲
اکنون ز منش عار بود آه کجا رفت
آن روز که بودیم من و یار، مصاحب ۳
بیمار شدم صد ره و عیسی نفس من
یکبار نشد با من بیمار، مصاحب ۴
بیزار شد از زاری من بلکه ز من هم
هر کس که دمی شد به من زار، مصاحب ۵
کم لطف رفیق ار بتو باشد عجبی نیست
آن شوخ که دارد چو تو بسیار، مصاحب ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱ - بود اگر با قد موزون آفتاب
گوهر بعدی:شماره ۲۳ - آن را که نیست آگهی اصلا ز سر غیب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.