خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و غزل است که در آن شاعر به زیبایی معشوق و تأثیرات عشق و غم بر دل و جان اشاره میکند. او از زیبایی لب و موهای معشوق سخن میگوید و تأثیر کلام شیرین او را توصیف میکند. همچنین، شاعر به دردها و غمهای ناشی از عشق اشاره میکند و بیان میدارد که تنها کسانی میتوانند عاشق باشند که از غم خود بیخبرند.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم یا سنگین باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند غم و عشق نیاز به درک عمیقتری دارند که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد قابل درک است.
شماره ۴ - چون لب تو غنچه نبود، چو رخت سمن نباشد
چون لب تو غنچه نبود، چو رخت سمن نباشد
بر زلف تو چمن را، سر یاسمن نباشد ۱
سخن از دهان تنگت چو شکر شکسته زاید
چه بود خود آن دهانی که شکرشکن نباشد ۲
تو چه محنتی که شادی زتو هیچ جان نبیند
تو چه آفتی که بی غم زتو هیچ تن نباشد ۳
دل و جان خویشتن کس ندهد به دست عشقت
مگر آن کسی که او را غم خویشتن نباشد ۴
چه سخن بود که رانی سختی زدیده و دل
سخن از جهان و جان گو که در آن سخن نباشد ۵
چه غم ار به تیر غمزه دل قبریت بدوزی
دل مرغ کشته را خود غم بابزن نباشد ۶
بر زلف تو چمن را، سر یاسمن نباشد ۱
سخن از دهان تنگت چو شکر شکسته زاید
چه بود خود آن دهانی که شکرشکن نباشد ۲
تو چه محنتی که شادی زتو هیچ جان نبیند
تو چه آفتی که بی غم زتو هیچ تن نباشد ۳
دل و جان خویشتن کس ندهد به دست عشقت
مگر آن کسی که او را غم خویشتن نباشد ۴
چه سخن بود که رانی سختی زدیده و دل
سخن از جهان و جان گو که در آن سخن نباشد ۵
چه غم ار به تیر غمزه دل قبریت بدوزی
دل مرغ کشته را خود غم بابزن نباشد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳ - به باغ مردمی خاری نمانده ست
گوهر بعدی:شماره ۵ - هین در دهید باده که آنها که آگهند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.