خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از غم و اندوه شدید خود سخن میگوید و بیان میکند که از شدت غم، دلش خسته و ناتوان شده و اشکهایش مانند خون جاری است. او احساس میکند که جانش به لب رسیده و همچون پرندهای اسیر در غم گرفتار شده است.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، بیان غم و اندوه شدید نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد.
رباعی ۹۸ - دل خسته و زار و ناتوانم ز غمت
دل خسته و زار و ناتوانم ز غمت
خونابه ز دیده میبرانم ز غمت ۱
هر چند به لب رسیده جانم ز غمت
غمگین مانم چو باز مانم ز غمت ۲
خونابه ز دیده میبرانم ز غمت ۱
هر چند به لب رسیده جانم ز غمت
غمگین مانم چو باز مانم ز غمت ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۹۷ - از ظلمت چون گرفته ما هم ز غمت
گوهر بعدی:رباعی ۹۹ - هر چند دلم بیش کشد بار غمت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.