خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن عاشقانه، از عشق و دلبری معشوق خود سخن میگوید و با استفاده از استعارههای چشمی و نوری، احساسات خود را بیان میکند. او خود را فقیر و خاکسار میداند و از تأثیر معشوق بر زندگی خود میگوید.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و استعارههای پیچیده است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد.
بخش ۳۳ - صفت کحّال
کحّال که دلبری فن اوست
چشمم روشن ز دیدن اوست ۱
از بسکه فقیر و خاکسارم
گردیده چو توتیا غبارم ۲
از میل رهش دو دیده ی من
گردیده چو میلِ سُرمه روشن ۳
شد سبز،خط از رخ نکویش
چشمست، غبار دار رویش ۴
خاک رَهِ آن نگار ساده
هر گاه به دست من فتاده ۵
هم بیخته هم خمیر کرده
چشمم به سه آب و هفت پرده ۶
چشمم روشن ز دیدن اوست ۱
از بسکه فقیر و خاکسارم
گردیده چو توتیا غبارم ۲
از میل رهش دو دیده ی من
گردیده چو میلِ سُرمه روشن ۳
شد سبز،خط از رخ نکویش
چشمست، غبار دار رویش ۴
خاک رَهِ آن نگار ساده
هر گاه به دست من فتاده ۵
هم بیخته هم خمیر کرده
چشمم به سه آب و هفت پرده ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۳۲ - صفت شیشه گر
گوهر بعدی:بخش ۳۴ - صفت چیت سازان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.