خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر از دل شکسته و رنجیده خود میگوید که مانند شیشهای شکسته از جدایی است. او احساسات خود را با تصاویری مانند کبوتر پریده و شیشهای که از گرما ذوب میشود، بیان میکند. همچنین، از غیرت و رشک مهتاب سخن میگوید که از زیباییهایش سیراب شده است. در نهایت، شاعر از شیشهای میگوید که از آتش تیز آبله میزند و از آب لبریز بیرون میآید.
این متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و استعارههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار خواهد بود. همچنین، موضوعات غم و اندوه و جدایی نیاز به بلوغ فکری دارد تا به درستی درک شود.
بخش ۳۲ - صفت شیشه گر
بر شیشه گران گذارم افتاد
آن جا دل خسته رفت بر باد ۱
از سینه ام آن غریب بگریخت
هم جنس بدید و در وی آویخت ۲
مانند کبوتری که پرّید
شد داخل کلّه بر نگردید ۳
این شیشه شکست از جدایی
دارد ز گداز مومیائی ۴
آن غیرت مهر و رشک مهتاب
از بس حُسنش فتاده سیراب ۵
چون آبله شیشه ز آتش تیز
آید بیرون ز آب لبریز ۶
آن جا دل خسته رفت بر باد ۱
از سینه ام آن غریب بگریخت
هم جنس بدید و در وی آویخت ۲
مانند کبوتری که پرّید
شد داخل کلّه بر نگردید ۳
این شیشه شکست از جدایی
دارد ز گداز مومیائی ۴
آن غیرت مهر و رشک مهتاب
از بس حُسنش فتاده سیراب ۵
چون آبله شیشه ز آتش تیز
آید بیرون ز آب لبریز ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۳۱ - صفت شمشیرگر
گوهر بعدی:بخش ۳۳ - صفت کحّال
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.