خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که به توصیف معشوق و تأثیرات عمیق عشق و نگاه او میپردازد. شاعر از زیباییهای معشوق مانند مژگان، زلف و چشمانش سخن میگوید و تأکید میکند که نگاه او به تنهایی میتواند کار صد لشکر خونخوار را انجام دهد. همچنین، متن به مفاهیمی مانند غرور، عشق و آرامش در آغوش معشوق اشاره دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای سنین پایینتر چالشبرانگیز باشد.
شماره ۱۲۲ - روز هنگامه شه ما، صف مژگان سپهش
روز هنگامه شه ما، صف مژگان سپهش
وآن خم زلف پر از حلقه، کمند و زرهش ۱
ترک آن چشم سیاه مژه اش حاجت نیست
کار صد لشکر خونخوار کند یک نگهش ۲
آن که از ناز نهد پای تکبر بر خاک
غافل است آن که بوّد فرق سران خاک رهش ۳
آن که از دیده او دیده ما گشت سفید،
نور هر دیده بود مردم چشم سیهش ۴
به قیامت نکند میل بهشت و رخ حور
هر که آغوش نگاری بود آرامگهش ۵
غیر ترسم بر افسر هنر خویش کند
فرصت صحبت وی بار خدایا مدهش ۶
وآن خم زلف پر از حلقه، کمند و زرهش ۱
ترک آن چشم سیاه مژه اش حاجت نیست
کار صد لشکر خونخوار کند یک نگهش ۲
آن که از ناز نهد پای تکبر بر خاک
غافل است آن که بوّد فرق سران خاک رهش ۳
آن که از دیده او دیده ما گشت سفید،
نور هر دیده بود مردم چشم سیهش ۴
به قیامت نکند میل بهشت و رخ حور
هر که آغوش نگاری بود آرامگهش ۵
غیر ترسم بر افسر هنر خویش کند
فرصت صحبت وی بار خدایا مدهش ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۱ - آتش زنم ز عشق گر این سان به جان خویش
گوهر بعدی:شماره ۱۲۳ - هرکه نبود گل نورسته به گلشن چو منش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.