خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این شعر عاشقانه و غزلگونه، از عشق و شیفتگی شاعر به معشوقهاش میگوید. او از جفاهای معشوق، زیباییهای او مانند ابروان خمیده و مژگان تیز، و تأثیرات عشق بر دلش سخن میگوید. شاعر بیان میکند که دلش در برابر مژگان معشوق تسلیم شده و شیفتگی راهی به غمخانه دلش ندارد. همچنین، او از آرزوی وصال و عشق پایدار میگوید.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای ادبی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۰۵ - بسته بر قتل من آن ترک جفا پیشه کمر
بسته بر قتل من آن ترک جفا پیشه کمر
ابروان کرده حسام و مژگان را خنجر ۱
دل ما در صف مژگانش، شبی یک تنه تاخت
چون نیارست ستیز آورد انداخت سپر ۲
بر نثار دُر دندان و عقیق لب او،
از دلم دیده فرو ریخت عقیقین گوهر ۳
نبرد شیفتگی راه به غم خانه دل
نشود شیفته، گر زلف تو از باد سحر ۴
در خم زلف دلم آرزوی لعل تو کرد
طلبد آب حیات از ظلمات اسکندر ۵
ابروان کرده حسام و مژگان را خنجر ۱
دل ما در صف مژگانش، شبی یک تنه تاخت
چون نیارست ستیز آورد انداخت سپر ۲
بر نثار دُر دندان و عقیق لب او،
از دلم دیده فرو ریخت عقیقین گوهر ۳
نبرد شیفتگی راه به غم خانه دل
نشود شیفته، گر زلف تو از باد سحر ۴
در خم زلف دلم آرزوی لعل تو کرد
طلبد آب حیات از ظلمات اسکندر ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۴ - ای ز ماه طلعتت خورشید تابان شرمسار
گوهر بعدی:شماره ۱۰۶ - ای که صد دل به یکی حلقه زلفت زنجیر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.