خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که به موضوعات عشق، فراق، و دردهای عشقی میپردازد. شاعر از عشق و فراق سخن میگوید و به دردهای ناشی از آن اشاره میکند. همچنین، از طبیعت و عناصری مانند باغبان و مرغ برای بیان احساسات خود استفاده کرده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند.
شماره ۸۱ - این خون عاشق است همانا به جام شد
این خون عاشق است همانا به جام شد
ور نه به شرع پاک نبی، می حرام شد ۱
گو باش دور چرخ به کام رقیب ما،
ما را که دور ساقی مجلس به کام شد ۲
رسوای عشق را چه تفاوت نشاط و غم
گر نام خاص آمد و گر ننگ عام شد ۳
از پختگان عشق بپرس آتش فراق
ای آن که در خیال تو سودای خام شد ۴
ای باغبان صلای گلستان چه می زنی
این مرغ را که خانه به دیوار بام شد ۵
یابد چگونه لذت پرواز بوستان،
مرغی که آشیانه او کنج دام شد؟ ۶
ور نه به شرع پاک نبی، می حرام شد ۱
گو باش دور چرخ به کام رقیب ما،
ما را که دور ساقی مجلس به کام شد ۲
رسوای عشق را چه تفاوت نشاط و غم
گر نام خاص آمد و گر ننگ عام شد ۳
از پختگان عشق بپرس آتش فراق
ای آن که در خیال تو سودای خام شد ۴
ای باغبان صلای گلستان چه می زنی
این مرغ را که خانه به دیوار بام شد ۵
یابد چگونه لذت پرواز بوستان،
مرغی که آشیانه او کنج دام شد؟ ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۰ - هیچ گلستان، به روی یار نماند
گوهر بعدی:شماره ۸۲ - عاشق نتوان گفت که در بند نباشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.