خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق و فراق سخن میگوید و بیانگر تأثیر عمیق معشوق بر شاعر است. با نبود یار، همه زیباییهای دنیا مانند بهار و گلستان بیمعنا میشوند و حتی عناصر طبیعی مانند باد و آینه نیز تحت تأثیر این فراق قرار میگیرند.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۸۰ - هیچ گلستان، به روی یار نماند
هیچ گلستان، به روی یار نماند
صفحه مانی بدان نگار نماند ۱
بی گل روی توام بهار خزان شد
جای خزان است اگر بهار نماند ۲
گر ببرد باد بوی عنبر زلفت،
نافه به چین، مشک در تتار نماند ۳
آینه رویت ار غبار پذیرد
در صف عشاق جز غبار نماند ۴
گر قمر رخ، قرین عقرب زلفت،
گردد، امانم به روزگار نماند ۵
صفحه مانی بدان نگار نماند ۱
بی گل روی توام بهار خزان شد
جای خزان است اگر بهار نماند ۲
گر ببرد باد بوی عنبر زلفت،
نافه به چین، مشک در تتار نماند ۳
آینه رویت ار غبار پذیرد
در صف عشاق جز غبار نماند ۴
گر قمر رخ، قرین عقرب زلفت،
گردد، امانم به روزگار نماند ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۹ - با صبا نفحه جان از بر جانان آید
گوهر بعدی:شماره ۸۱ - این خون عاشق است همانا به جام شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.