خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و پرستشآمیز، بیانگر عشق و دلدادگی شاعر به معشوق است. شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق سخن میگوید و خود را اسیر محبت او میداند. همچنین، نگرانی از آسیب دیدن معشوق و ابراز وفاداری بیقید و شرط از دیگر مضامین این شعر است.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی و ادبی برای درک کامل دارند.
شماره ۴۲ - شکر شده عالمی ز قندت
شکر شده عالمی ز قندت
من بنده لعل نوشخندت ۱
تنها نه دلم به زلف آویخت،
هر جا که دلی، اسیر بندت ۲
رخساره به آفتاب منمای
ترسم که از آن رسد گزندت ۳
دیگر چه زنی به تیغ تیزش
صیدی که فتاده در کمندت؟ ۴
می خندی و خاطر دلم ریش،
ای من به فدای نوشخندت ۵
افسر، چو نی از شرار حرمان،
آن ماه بسوخت بند بندت ۶
من بنده لعل نوشخندت ۱
تنها نه دلم به زلف آویخت،
هر جا که دلی، اسیر بندت ۲
رخساره به آفتاب منمای
ترسم که از آن رسد گزندت ۳
دیگر چه زنی به تیغ تیزش
صیدی که فتاده در کمندت؟ ۴
می خندی و خاطر دلم ریش،
ای من به فدای نوشخندت ۵
افسر، چو نی از شرار حرمان،
آن ماه بسوخت بند بندت ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱ - عید است و مرا در طلب باده شتاب است
گوهر بعدی:شماره ۴۳ - ای چرخ زمین آستانت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.